سلام به وبلاگ خودتون خوش آمدید. ما چهارتا دوست هستیم که تصمیم گرفتیم این وبو بسازیم تا مطالب طنز و هر چیز دیگه ای که خوشمون اومد رو بذاریم تا بتونیم لبخندو روی لبای قشنگتون ببینیم
ادامه...
پیرمردو
پیرزنی تصمیم میگیرند مث روزای اول نامزدیشون باهم قرار بذارن و بیرون همو
ببینن . پیرمرد سر قرار بعد از ۲ ساعت معطلی برمیگرده خونه و می بینه زنش
تو خونه داره گریه میکنه میگه چی شده؟ پیرزنه میگه بابام نذاشت بیام!!!